خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: سپیده قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 1:09

چهارشنبه هفته پیش ثبت نام کردم.

برچسب: asgardia,asgardian,asgardian names,asgardian armor,asgardian gods,asgardian wargear,asgardian weapons,asgardian dress,asgardian language,asgardian runes, نویسنده: سپیده قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 1:09

امروز یه پسر با دو تا خانم اومده بود. پسر اسمش پدرام بود. شاید 9-10 ساله می شد. اومده بود برای کمیسیون. وقتی داشتن میرفتن یکی از همراهاش دستش همش به آسِمون بود که قبول کنن که تحت پوشش بشه. دلم میخواست پدرامُ بغلش کنم. نازش کنم. من چقدر پسرای این سن و نوجوانُ دوست دارم. قلبم تیر میکشه درد میکنه میبینمشون. دوست دارم دستشونو بگیرم با تمام وجود بغلشون کنم. وقتی میبینمشون دلم می سوزه واسشون. دلم واست خیلی تنگ شده "ا". هنوز واسم همون پسربچه ی کوچولو هستی هرچند دوست داشتی بزرگ شی. اگه بودی الان واسه خودت مردی شده بودی. گریه دارم

برچسب: بیا به خوابم,بيا به خوابم,یه دفه بیا به خوابم,به خوابم بیا شعر,بیا به خواب هفت سالگی برگردیم, نویسنده: سپیده قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 8:12

موهام چندتایی سفید شدن. نشستم با قیچی کوتاهشون کردم از ته. یه کوچولو که بزرگ تر شدن دوباره کوتاهشون کردم. الان دارن بزرگ میشن بهشون دست نمیزنم. ولی از بقیه موهام کوتاه ترن و معلوم نیست کی اندازه بقیه میشن. هر وقت میبینمشون با بی رحمی کوتاهشون کردم ناراحت میشم. داشتم فکر میکردم چقدر همینطوری روحمو زخمی کردم؟ به خودم توهین کردم؟ خودمو ناراحت کردم؟ بخشی از وجودمو کندم و دور ریختم؟ چرا اینکارو کردم؟اون لحظه فکرم چی بود؟!

برچسب: خود را دوست داشتن,چگونه خود را دوست داشتنی کنیم,خود دوست داشتن,چگونه شخصیت خود را دوست داشتنی کنیم,دوست داشتن خود را چگونه ثابت کنیم, نویسنده: سپیده قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 8:12

به ما، به همه ی اطرافیانمون، به همه آدم ها بچه های سالمی عطا کن. آمین یا رب العالمین

برچسب: خدایا,خدایا شکرت,خدایا دوستت دارم,خدایا دلم گرفته,خدایا کمکم کن,خدایان مصر,خدایا خسته ام,خدایان یونان,خدایان ایران باستان,خدایا منو ببخش, نویسنده: سپیده قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 8:11

صفحه بندی